شعر عاشقانه

 

ببین تمام من شدی ...

ببین تمام من شدی اوج صدای من شدی

بت منی شکستمت وقتی خدای من شدی

ببین به یک نگاه تو تمام من خراب شد

چه کردی با سراب من که قطره قطره آب شد

به ماه بوسه می زنم به کوه تکیه می کنم

به من نگاه کن ببین به عشق تو چه می کنم

منو به دست من بکش به نام من گناه کن

اگر من اشتباهتم همیشه اشتباه کن

نگو به من گناه تو به پای من حساب نیست

که از تو آرزوی من به جز همین عذاب نیست

هنوز می پرستمت هنوز ماه من تویی

هنوز مومنم ببین تنها گناه من تویی

به ماه بوسه می زنم به کوه تکیه می کنم

به من نگاه کن ببین به عشق تو چه می کنم

 

 

 

می پوسم ...


شبیه باد پاییزی پس از تو قسمت بادم  

خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ واین یعنی در این اندوه می میرم
در این تنهایی  مطلق که می بندد به زنجیرم
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی گیرد
و برف نا امیدی برسرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق از دلبستگیهایم
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم
همیشه باتوبودن های من دیری نمی پاید
و بعد از تو کسی دیگر به دیدارم نمی آید
تمام لحظه هایم پراز تکرار بی رحمیست
چگونه می توان با این همه نامهربانی زیست
ببین دلتنگ دلتنگم از این بی حاصلی لبریز
و این را خوب می دانم که می پوسم در این پاییز

 

 

 

بگو دوستت دارم ...

 

فضای خانه که از خنده های ما گرم است

چه عاشقانه نفس می کشم ! هوا گرم است!

دوباره " دیده امت " ، زل بزن به چشمانی

 که از حرارت " من دیده ام تو را " گرم است

بگو دو مرتبه این را که : " دوستت دارم "

دلم هنوز به این جمله شما گرم است

بیا نگاه کنیم عشق را . . . نترس ! خدا . .

هزار مشغله دارد ، سر خدا گرم است

من و تو اهل بهشتیم اگر چه می گویند

جهنم از هیجانات ما دو تا گرم است

 

 

بی تو ...

تورا گم کرده ام امروز...

وحالا لحظه های من گرفتارسکوتی سرد وسنگینند.

وچشمانم که تا دیروزبه عشقت می درخشیدند،

نمی دانی چه غمگینند.

 

چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو

نمیدانم چه خواهد شد؟؟؟

پرازدلشوره ام،بی تاب ودلگیرم

کجا ماندی که من بی توهزاران بار

درهرلحظه می میرم!!
 
 
 
 

نفسم دات آی آر | Nafasam . ir

در امتداد نگاه تو ...

لحظه های انتظار شکسته می شود

و بغض تنهایی من

مغلوب وجود تو می شود ....

/ 0 نظر / 4 بازدید